مشق عشق

بشوی اوراق اگر هم درس مایی ، که علم عشق در دفتر نباشد

شوک

 

سلام ، سلام ، سلام
 
بلاخره تونستم بیام . چه هفته ای بود این هفته ای که رفت
 
قرار بود اخر هفته ی گذشته برم خونه مامانم اینا تا روز تولد امام زمان (ع)
 
که مامانم  هر سال سفر داره بمونم و بعد با عمه و بقبه برگردم .
 
حسابی خوشحال بودم دلم برا خونمون تنگ شده بود
 
همه ی وسایلا رو آماده کرده بودم و منتظر امیر بودم که زنگ زد گفت دیر
 
میاد .یه سورپرایز هم داره وقتی اومد سورپرایزش واقعا سورپرایز بود .
 
مهوش هم باهاش بود ( خواهر امیر دختر برزگ عمه کسی که همه ازش
 
حساب میبرنبعضی وقتا احساس میکنم حتی عمه هم رو حرفش حرف نمیزنه
 
شوهرش مهندس نفته خونشون خوزستانه سالی دو سه بار بیشتر نمیاد .
 
اینم باید دقیقا موقعی باشه که من میخواستم برم خونه مامانم اینا .
 
هیچی دیگه رفتن کنسل شد .
به خاطر حضور مهوش باید خودمو کمی جمع و جور تر میکردم .
 
صبا زود بیدار می شدم ، تو کارا کمک میدادم اینتر نت که به کل گذاشتم
 
کنار ،  مثل یه خانوم رفتار می کردم . قسمت بد ماجراش این بود که
 
چون مهوش اومده بود عمه زنگ زد مجتبی اینام اومدن
 
بچه های مهوش و مجتبی خونه رو رو سرشون گرفته بودن
 
البته الما اینام اومدن و من به خاطر دیدن احسان کوچو لو یه دنیا خوشحال شدم .
 
(این تنها اتفاق خوب این روزا بود )
 
حسابی کلافه شده بودم بچه ها مدام از پله ها بالا پایین میکردن
 
میومدن تو اتاقای طبقه بالا میدویدن ...
 
امیر هم شبا تا دیر وقت با مهوش و بقیه مینشست و تعریف میکرد و
 
من هر شب خواب بودم که میومد
 
یه شب ساعت 3 صبح از خواب بیدار شدم دیدم امیر هنوز نیومده بالا
 
از پنجره بیرون نگاه کردم دیدیم با مهوش تو حیاطن و هنوز دارن حرف میزنن
 
دلم میخواست اون لحظه شنل نامریی کننده ی هری پاتر رو داشتم میرفتم کنارشون ببینم چی میگن ...
 
دو روز گذشته بود که دیگه تحملم تموم شد میخواستم شبش به امیر بگم
 
منو ببره خونه مامانم بعد رفتن خواهرش بیاد دنبالم
 
ظهر موقع شستن ظرفا تو آشپزخونه عمه بهم گفت :
 
« میدونم این روزا خسته و کلافه شدی ولی ممنون که داری تحمل میکنی ..»
 
 هیچی دیگه دهنمو بست و منم دیگه هیچی نگفتم تو این مدت حسابی حرص خوردم
 
 دیشب بلاخره همه رفتن سر خونه زندگیشون منم امروز تا ساعت 11 صبح خوابیدم
 
 

  

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 05 تیر 1392
ساعت 20:11 توسط شیرین | ارسال نظر(5)